با یادگیری هر زبانی در 80 روز، به رویای مهاجرتت برس !

دانلود اپ
روانشناسی

انواع احساسات اصلی و فرعی در روانشناسی+ نکات و حقایق

احساسات فقط بر حال روحی اثر نمی‌گذارند؛ آن‌ها توجه ما را به تهدید، فقدان، بی‌عدالتی، موفقیت یا نیاز به ارتباط جلب می‌کنند. بااین‌حال، تقسیم احساسات به «اصلی» و «فرعی» یک قانون کاملاً ثابت نیست. نظریه‌های روان‌شناسی فهرست‌ها و تعریف‌های متفاوتی ارائه می‌کنند.

در مدل مشهور پل اکمن Paul Ekman شش هیجان اصلی مطرح شده است، در حالی که رابرت پلاچیک Robert Plutchik هشت هیجان بنیادین معرفی می‌کند. در درمان متمرکز بر هیجان نیز واژه‌های اصلی و ثانویه معنای دیگری دارند. بنابراین پیش از ارائه فهرست احساسات باید مشخص کنیم از کدام چارچوب صحبت می‌کنیم.

تفاوت احساس، هیجان، خلق و اختلال روانی

این چهار اصطلاح در گفت‌وگوی روزمره به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما دقیقاً یکسان نیستند.

اصطلاح تعریف ساده نمونه
هیجان واکنش نسبتاً کوتاه و چندبخشی به یک رویداد مهم ترس پس از شنیدن صدای خطر
احساس تجربه ذهنی و آگاهانه فرد از هیجان «احساس می‌کنم ترسیده‌ام»
خلق حالت عاطفی گسترده‌تر و معمولاً طولانی‌تر که ممکن است محرک مشخصی نداشته باشد چند ساعت بدخلقی
ویژگی شخصیتی گرایش نسبتاً پایدار فرد محتاط یا هیجان‌خواه‌بودن
اختلال روانی مجموعه‌ای از علائم پایدار که موجب رنج یا اختلال عملکرد می‌شود اختلال افسردگی

افسردگی را نباید در جدول احساسات معمولی قرار داد. غم یک هیجان طبیعی است؛ اما افسردگی اختلالی است که می‌تواند با خلق پایین یا کاهش علاقه و لذت، همراه با علائم دیگری مانند تغییر خواب، انرژی، تمرکز یا اشتها ظاهر شود.

آیا تعداد مشخصی احساس اصلی وجود دارد؟

پاسخ کوتاه «خیر» است. تعداد احساسات اصلی به نظریه‌ای بستگی دارد که انتخاب می‌کنیم.

مدل روش دسته‌بندی نمونه‌ها کاربرد
مدل اکمن گروه‌های نسبتاً متمایز هیجانی و حالت‌های چهره شادی، غم، ترس، خشم، تعجب و انزجار آموزش مقدماتی و مطالعه بیان هیجان
چرخ پلاچیک هشت هیجان بنیادین با شدت‌ها و ترکیب‌های متفاوت شادی، اعتماد، ترس، تعجب، غم، انزجار، خشم و انتظار نمایش رابطه و ترکیب هیجان‌ها
مدل ابعادی قرارگرفتن تجربه روی دو محور خوشایند تا ناخوشایند و آرام تا برانگیخته توضیح شدت و کیفیت کلی حالت
درمان متمرکز بر هیجان ترتیب و کارکرد واکنش‌ها احساس اولیه و واکنش ثانویه به آن فهم الگوی عاطفی و روان‌درمانی

هیچ‌کدام از این مدل‌ها به‌تنهایی «فهرست نهایی تمام احساسات انسان» نیستند. هر مدل برای پاسخ‌دادن به سؤال متفاوتی ساخته شده است.

شش احساس اصلی در مدل اکمن

۱. شادی

شادی معمولاً با دریافت پاداش، رسیدن به هدف، تجربه امنیت یا برقراری ارتباط مطلوب همراه است. رضایت، سرخوشی، لذت و خوشحالی می‌توانند تجربه‌هایی نزدیک به شادی باشند، اما از نظر شدت و مدت یکسان نیستند.

۲. غم

غم اغلب در پاسخ به فقدان، جدایی، ناکامی یا ازدست‌دادن یک فرصت ایجاد می‌شود. این احساس ممکن است فرد را به توقف، بازنگری یا جست‌وجوی حمایت سوق دهد.

غم لزوماً به افسردگی منجر نمی‌شود. بیشتر افراد پس از یک تجربه ناخوشایند غمگین می‌شوند، بدون آنکه دچار اختلال افسردگی شوند.

۳. ترس

ترس معمولاً زمانی پدید می‌آید که فرد تهدیدی نسبتاً نزدیک و مشخص را تشخیص می‌دهد. میل به دورشدن، پنهان‌شدن، محافظت یا آماده‌شدن از واکنش‌های احتمالی ترس است.

اضطراب بیشتر می‌تواند متوجه خطری نامشخص یا آینده باشد؛ هرچند در زبان روزمره این دو واژه گاهی به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

6 احساس اصلی و پایه

۴. خشم

خشم ممکن است در واکنش به بی‌عدالتی، مانع، تحقیر یا نقض مرزها شکل بگیرد. خشم با پرخاشگری یکسان نیست. خشم یک تجربه هیجانی است، اما فریادزدن، توهین یا حمله‌کردن رفتارهایی هستند که فرد انجام می‌دهد.

می‌توان خشم را بدون آسیب‌زدن بیان کرد؛ برای مثال، با تعیین مرز، اعتراض روشن یا درخواست تغییر.

۵. تعجب

تعجب در پاسخ به رویدادی غیرمنتظره ایجاد می‌شود و معمولاً کوتاه است. این هیجان می‌تواند پس از دریافت خبر خوب، بد یا خنثی رخ دهد.

پس از چند لحظه، تعجب ممکن است به شادی، ترس، خشم یا کنجکاوی تبدیل شود.

۶. انزجار

انزجار می‌تواند در مواجهه با غذای فاسد، بوی ناخوشایند، آلودگی یا بعضی رفتارهای اخلاقی و اجتماعی ایجاد شود. یکی از گرایش‌های رفتاری مرتبط با آن، فاصله‌گرفتن از عامل ناخوشایند است.

بااین‌حال، احساس انزجار نسبت به یک رفتار لزوماً قضاوت دقیقی درباره شخصیت یک انسان ارائه نمی‌کند.

احساسات فرعی یا پیچیده چیست؟

طبق تعریف انجمن روان‌شناسی آمریکا، احساسات ثانویه معمولاً به تجربه اجتماعی و یادگیری بیشتری وابسته‌اند و ممکن است در فرهنگ‌ها به شکل یکسان شناخته یا ابراز نشوند. غرور، حسادت، شرم، گناه و ناکامی از نمونه‌های رایج‌اند.

اما در درمان متمرکز بر هیجان، «ثانویه» مفهوم زمانی دارد: فرد ابتدا احساسی را تجربه می‌کند و سپس به آن احساس، واکنش هیجانی دیگری نشان می‌دهد.

برای مثال:

  • فرد ابتدا از انتقاد مدیر احساس شرم می‌کند و سپس خشمگین می‌شود.
  • فرد ابتدا از پایان رابطه غمگین می‌شود و بعد از غمگین‌بودن خود شرم می‌کند.
  • فرد ابتدا از یک خطر می‌ترسد و سپس به دلیل ترس خود عصبانی می‌شود.

بنابراین احساس فرعی همیشه حاصل جمع ریاضی دو هیجان اصلی نیست.

احساسات فرعی یا پیچیده

جدول احساسات پیچیده و پیام احتمالی آن‌ها

احساس موقعیت رایج میل رفتاری احتمالی نیاز یا ارزش مرتبط
شرم تصور قضاوت منفی درباره کل شخصیت پنهان‌شدن یا فاصله‌گرفتن پذیرش و حفظ ارزشمندی
گناه ناسازگاری رفتار با ارزش‌های فرد جبران یا عذرخواهی مسئولیت‌پذیری
حسادت رابطه‌ای احساس تهدید نسبت به یک رابطه مهم کنترل یا مراقبت بیشتر امنیت و اطمینان
غبطه یا حسادت مقایسه‌ای دیدن مزیت یا موفقیت دیگری رقابت، فاصله‌گرفتن یا تلاش پیشرفت و شایستگی
غرور نسبت‌دادن موفقیت به خود نمایش یا ادامه تلاش دیده‌شدن و شایستگی
پشیمانی تصور اینکه تصمیم دیگری نتیجه بهتری داشت اصلاح یا بازنگری یادگیری و جبران
ناامیدی فاصله زیاد میان انتظار و نتیجه کناره‌گیری یا تغییر مسیر امکان پیشرفت
دلسردی تکرار شکست یا کمبود بازخورد مثبت کاهش تلاش حمایت و نشانه پیشرفت
تنهایی کمبود ارتباط معنادار جست‌وجوی رابطه یا انزوا تعلق
قدردانی دریافت کمک یا منفعت از دیگری تشکر یا جبران محبت پیوند اجتماعی
دلسوزی مشاهده رنج دیگری کمک و مراقبت همدلی
دل‌تنگی فاصله از فرد، مکان یا دوره مهم بازگشت یا یادآوری ارتباط و تداوم
حسرت ازدست‌رفتن فرصت ارزشمند مرور گذشته معنا و فرصت دوباره
امید تصور امکان نتیجه مطلوب ادامه تلاش جهت و امکان
آسودگی پایان یا کاهش تهدید استراحت امنیت

وجود یک میل رفتاری به این معنا نیست که باید فوراً آن را اجرا کرد. حسادت ممکن است میل به کنترل ایجاد کند، اما این میل مجوز کنترل‌کردن طرف مقابل نیست.

تفاوت حسادت، غبطه و حسادت رابطه‌ای

در فارسی، واژه «حسادت» برای چند تجربه متفاوت استفاده می‌شود:

  • غبطه یا حسادت مقایسه‌ای: فرد چیزی را می‌خواهد که دیگری دارد؛ مانند موفقیت شغلی یا مهارت.
  • حسادت رابطه‌ای: فرد نگران است رابطه مهمی را به شخص دیگری ببازد.
  • حسادت بدخواهانه: فرد علاوه بر ناراحتی از برتری دیگری، خواهان ازدست‌رفتن آن مزیت است.

مشخص‌کردن نوع حسادت مهم‌تر از برچسب‌زدن آن به‌عنوان «خشم به‌علاوه غم» است. هر نوع، نیاز و اقدام متفاوتی دارد.

آیا احساسات مثبت و منفی داریم؟

اصطلاح‌های «مثبت» و «منفی» رایج‌اند، اما ممکن است این تصور را ایجاد کنند که برخی احساسات خوب و برخی بد هستند. استفاده از «خوشایند» و «ناخوشایند» دقیق‌تر است.

ترس و خشم معمولاً ناخوشایندند، اما ممکن است درباره خطر یا نقض مرز اطلاعات مفیدی بدهند. شادی نیز خوشایند است، اما اگر باعث نادیده‌گرفتن خطر یا تصمیم عجولانه شود، همیشه به رفتار مفید منجر نمی‌شود.

احساس پیام است، نه دستور. فرد می‌تواند احساس خود را بپذیرد و همچنان درباره رفتارش تصمیم بگیرد.

روش پنج‌مرحله‌ای تشخیص احساس واقعی

وقتی فقط می‌گویید «حالم بد است»، انتخاب واکنش مناسب دشوار می‌شود. برای دقیق‌ترشدن، این پنج مرحله را اجرا کنید.

تشخیص احساس واقعی

مرحله اول: واقعیت را از تفسیر جدا کنید

بنویسید دقیقاً چه اتفاقی افتاد:

«مدیر گفت گزارش باید اصلاح شود.»

این جمله با «مدیر فکر می‌کند من بی‌عرضه‌ام» فرق دارد؛ جمله دوم تفسیر است.

مرحله دوم: نشانه بدنی را بررسی کنید

به تپش قلب، گرگرفتگی، سنگینی سینه، جمع‌شدن گلو، لرزش یا افت انرژی توجه کنید. نشانه بدنی به‌تنهایی احساس را تشخیص نمی‌دهد، اما سرنخ مفیدی است.

مرحله سوم: میل رفتاری را پیدا کنید

از خود بپرسید میل دارم چه کار کنم: فرار کنم، اعتراض کنم، پنهان شوم، عذرخواهی کنم یا کمک بخواهم؟

مرحله چهارم: نام دقیق‌تری انتخاب کنید

به‌جای «ناراحتم» بررسی کنید آیا احساس شما بیشتر به ترس، شرم، خشم، ناامیدی، تنهایی یا حسادت نزدیک است.

ممکن است هم‌زمان چند احساس داشته باشید. برای مثال، از موفقیت دوستتان خوشحال باشید و در همان زمان نسبت به فرصت ازدست‌رفته خود حسرت بخورید.

مرحله پنجم: نیاز یا ارزش مرتبط را مشخص کنید

احساس ممکن است به امنیت، احترام، تعلق، عدالت، استقلال یا جبران اشاره کند. سپس اقدامی انتخاب کنید که هم با نیاز شما مرتبط باشد و هم به خود یا دیگری آسیب نزند.

یک سناریوی واقعی در محیط کار

فرض کنید مدیر در گروه کاری می‌نویسد: «این گزارش کامل نیست و باید اصلاح شود.»

کارمند فوراً خشمگین می‌شود و می‌خواهد پاسخ تندی بدهد. خشم احساس آشکار اوست، اما با بررسی دقیق‌تر متوجه می‌شود ابتدا از قضاوت همکاران شرمنده شده و نگران است مدیر او را ناتوان بداند.

مسیر واکنش چنین است:

رویداد: درخواست اصلاح گزارش
تفسیر: همه فکر می‌کنند من توانمند نیستم
احساس اولیه احتمالی: شرم یا ترس
واکنش ثانویه: خشم
نیاز: احترام، وضوح و فرصت اصلاح
اقدام مناسب: درخواست موارد دقیق اصلاح و گفت‌وگوی خصوصی با مدیر

اگر فرد فقط خشم را ببیند، ممکن است وارد درگیری شود. شناخت لایه زیرین، امکان انتخاب پاسخ مؤثرتری را ایجاد می‌کند.

چند حقیقت مهم درباره احساسات

احساس را نمی‌توان فقط از چهره تشخیص داد

حالت چهره سرنخ ارائه می‌کند، اما فرهنگ، موقعیت، شخصیت و تلاش فرد برای پنهان‌کردن هیجان بر آن اثر می‌گذارند. نمی‌توان صرفاً با مشاهده چهره با اطمینان گفت کسی دروغ می‌گوید یا حسادت می‌کند.

مغز برای هر احساس فقط یک مرکز مستقل ندارد

آمیگدال در پردازش تهدید اهمیت دارد، اما فقط «مرکز ترس» نیست. تجربه و تنظیم احساسات از فعالیت شبکه‌های گسترده مغزی، بدن، حافظه، توجه و ارزیابی موقعیت شکل می‌گیرد.

چند احساس می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند

فرد ممکن است هنگام مهاجرت هم هیجان‌زده و هم غمگین باشد یا پس از ارتقای شغلی، شادی و اضطراب را هم‌زمان تجربه کند. یکی از احساسات، دیگری را باطل نمی‌کند.

نام‌گذاری احساس، تشخیص پزشکی نیست

چرخ احساسات می‌تواند واژه‌های دقیق‌تری در اختیار فرد بگذارد، اما برای تشخیص اضطراب، افسردگی یا اختلالات دیگر طراحی نشده است.

شدت و مدت اهمیت دارند

خشم، ترس یا غم کوتاه‌مدت بخشی از زندگی عادی است. هنگامی که حالت عاطفی شدید، طولانی یا نامتناسب شود و کار، تحصیل، خواب یا روابط را مختل کند، بررسی تخصصی اهمیت پیدا می‌کند.

اشتباهات رایج در برخورد با احساسات

اشتباهات رایج درباره احساسات

  • تقسیم احساس‌ها به خوب و بد
  • تلاش برای حذف فوری احساس ناخوشایند
  • تشخیص احساس دیگران فقط از چهره
  • یکی‌دانستن خشم با پرخاشگری
  • معرفی افسردگی به‌عنوان شکل شدید غم
  • استفاده از چرخ احساسات برای تشخیص بیماری
  • نسبت‌دادن یک احساس پیچیده به ترکیب ثابت دو هیجان
  • سرزنش‌کردن خود به‌دلیل تجربه حسادت، ترس یا خشم

چه زمانی دریافت کمک تخصصی مناسب است؟

اگر غم، اضطراب، خشم یا بی‌حسی عاطفی بیشتر روزها ادامه دارد، فعالیت‌های روزمره را مختل می‌کند یا فرد کنترل رفتار خود را از دست می‌دهد، گفت‌وگو با روان‌شناس یا روان‌پزشک می‌تواند مفید باشد.

خلق پایین یا ازدست‌دادن علاقه و لذت که بیشتر روز و تقریباً هر روز، دست‌کم دو هفته ادامه داشته باشد و با علائم دیگری همراه شود، ممکن است نیازمند ارزیابی افسردگی باشد.

افکار خودکشی، آسیب‌زدن به خود یا دیگری و ناتوانی در حفظ ایمنی، وضعیت اضطراری است و باید فوراً از خدمات اورژانسی محل زندگی یا فرد قابل‌اعتماد کمک گرفت.

نتیجه‌گیری

احساسات اصلی و فرعی یک دسته‌بندی کاملاً ثابت و مورد توافق نیستند. مدل اکمن، چرخ پلاچیک، نظریه ابعادی و درمان متمرکز بر هیجان هرکدام از زاویه متفاوتی به تجربه عاطفی نگاه می‌کنند.

هدف از شناخت احساسات، قراردادن هر تجربه در یک جدول قطعی نیست. نتیجه کاربردی زمانی ایجاد می‌شود که فرد بتواند رویداد، احساس، میل رفتاری و نیاز خود را از یکدیگر جدا کند و به‌جای واکنش فوری، رفتار متناسب‌تری انتخاب کند.

گروه تولید محتوا

ما گروه تولید محتوای سایت بوتسی هستیم، جمعی از نویسندگان پرشور که با قلم‌مون دنیای ذهن، روانشناسی، هوش مصنوعی و کسب‌وکار رو کاوش می‌کنیم. هدف‌مون اینه که مطالب پیچیده رو ساده و جذاب کنیم تا شما با لذت بخونید و یاد بگیرید. همراه ما باشید برای کشف ایده‌های نو و راهکارهای عملی!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا